
روشن بگو که از منِ خاموش خسته اییوقتی تو را نمی کشم آغوش خسته ایی قدری طبیعی ست ولی تو کمی زیاددر روز های آتی یِ مغشوش خسته ایی نوعی اهانت است به عشقم، نبینمتچون عشق های گشته فراموش خسته ایی آماده می شوم بگو آتش بنا کنندسودابه ایی، به عشقِ سیاووش خسته ایی شک کن به زنده بودنت انسان مسافر ستوقتی که از شنیدنِ چاووش خسته ایی آتشفشانِ سرد منم چون تو خواستیبیهوده از منِ خاموش خسته ایی بخوانید...
ادامه مطلب
یلدا صبح هایی است که با ندیدن تو شروع می شود...
ادامه مطلب
تو بدون من توایی من بدون تو ... باورت نمی شود .....
ادامه مطلب
زمان توایی بُعد چهارم من سرشار از سطح ها و رنگ ها...
ادامه مطلب
xa0 دورتر از تو و نزدیک به من ، جایی نیست یا اگر هست، بدون تو مرا، پایی نیست روز و شب، بین نفس های خودم، محبوسم عاشقم، حال مرا، واژ ه ی گویایی نیست بی تو، در محضر خورشید، هوا تاریک است روز هایی که در آن، خنده ی زیبایی نیست آخرِ قصه یِ من، آخرِ پاییز نبود می شمارم، همه جز، غصه و تنهایی نیست خواب، بیدار شدن های قشنگی است مرا در جهانی که به جز روی تو، رویایی نیست می گریزم به تو و حیف که مقصد دورست از خودم، دورتر از تو، به خودم جایی نیست مانا مسافر_مرداد 95...
ادامه مطلب