
هر قَدَر# دور کنی فاصله# ات را تا من
کمتر# از خاطره# های ست که داری# با من
صبح دیری که به این خاطره# های می آیی
کاش و ایکاش نباشم شبِ بی فردا من
لحظه ایی از شبِ چشمِ تو هزاران یلدا ست
صبحِ پیراهنِ تو سر نزده، اما من...
...
حیف در عشق حرام ست و نباید بخشید
مانده ام که چه کنم این همه رویا را من
مطمئن باش که هر صبح زمین می افتند
سیب هایی که تو در خاطره داری# با من
شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر...
ما را در سایت شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 251 تاريخ: شنبه 24 فروردين 1398 ساعت: 1:52