
نقاش: وحید بهاریاردیبهشت، شکلِ زمستان گرفته اماین روز ها که ابری و باران گرفته اماردیبهشت بود که با تو شدم شروعاردیبهشت هست، که پایان گرفته امبی تو، اتاق، از تپش و زندگی تهی ست با پنجره، هوایِ خیابان گرفته امباید کجا، پیاده بیایم به دیدنتامشب که در هوایِ تو، طوفان گرفته امدستی بر آر و کوزه بساز و مگیر، بازجانی که از طبیعتِ بی جان گرفته ام ...
ادامه مطلب
فرموده چشمانت به من، طوفان آتش هااما چرا سرما شده فرمان آتش هابا یادِ تو یخ در وجودم می کشد شعلههر چارشنبه صوریم مهمان آتش هاهر عشقِ نا ممکن، فقط تهمینه می خواهدتا مثلِ رستم بگذرد از خانِ آتش هایک بندگی از جنس ابراهیم می خواهمتا یک سیاوش سازدم عصیان آتش هادر آتشِ آغوشِ تو ققفوس خواهم شدتا گل کند آغازِ من پایان آتش ها...
ادامه مطلب
xa0 وبلاگ زمستاني کلمه كه بي تو رفت xa0xa0xa0رسيده تا وبلاگ بهار کلمه من وبلاگ بهار کلمه من فقط روزي ست xa0xa0xa0كه برگردي كنار من xa0 اگر خورشيد را با ماه xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0به من بخشند بيهوده ست جهان بي نرگسِ چشمت xa0xa0xa0xa0نمي آيد به كار من xa0 محمد نيستم شك نيست ...
ادامه مطلب
عشق، پاک ست و سخت آسوده ست هر کسی دل به او نیالوده ست جانِ من هستی و فقط وقتی به لبم می رسی که بیهوده ست حرف، محکم بزن، خودتت گفتی دوری از من، تو را نفرسوده ست؟ بی تو دنیایِ من جهنم شد این که گفتم،...
ادامه مطلب
همواره، به اندوهِ تو، جان شعله ورستاز شوق تو یا در غم تو،چشم تر ستبی وبلاگ داغِ کلمه حرم نمی توان زیست ولی وبلاگ داغِ کلمه وبلاگ حرمت کلمه به وبلاگ اربعین کلمه داغ وبلاگ ترست کلمه #مانا_مسافر...
ادامه مطلب
خدا که خواست بمانم همیشه آماده برای روز مبادا تو را به من د اده xa0 در انتظار تو آسان به سختی افتادم که انتظار نبود و نمی شود ساده xa0 سه شنبه می رسد و می رسم، تو در راهی دوباره می رسم و می رسد به من، جاده xa0 بیا که بی تو، به من، زائران تو گویند کنار جاده درخت ایستاده، افتاده xa0 بگیر دست مرا روز رفتن از ...
ادامه مطلب
با شهیدان، مثل آوینی گذشت عمرم این گونه، به شیرینی گذشت xa0 بی شهیدان سخت بود و سخت بود سخت بود و سخت و می بینی گذشت xa0 روزهای تلخ من در عاشقی باxa0 کمک از شعر آیینی گذشت xa0 روز تفهیم است، دین یعنی علی دل بیاور ، وقت بی دینی گذشت xa0 با غدیری که به عاشورا رسید بعد هر شادی به غمگینی گذست xa0 پیرو صادق شدیم و ...
ادامه مطلب
راضی نخوام شد مگر با، از تو گفتن هااز خوب بودن ها، تو تنهایی، منم تنهااین جا که جنگل نیست، غیر از تو نمی خواهمآسوده خاطر باش، از دنیایی از زن هاخود خواهیت، جز آدمی تنها نخواهد ساختسخت است و باید بگذری از ما و از من هایک جاده ی کوتاه و صافم، مستقیم تا توپیوسته می خواهی بمانی با نرفتن هاخورشیدم و به پ...
ادامه مطلب
تقدیم به شهید حمید سیاهکالی مرادی و همه شهدای حرم همه ي آدماي معمولي همگي بعد مرگ مي ميرن مث اينه كه زنده مي موني وقتي از تو سراغ مي گيرن هركجا نور باشه سايه هست حرم نور سايه هم مي خواد کمکم كن كه آخرين سوره سيصد و چند آيه هم مي خواد مانا مسافر_آبان1395...
ادامه مطلب
عاشق و خسته، رو به رو ديوار از صدا، از سكوت هم بيزار xa0 حالتي مثل آينه دارم يعني از هر چه جز خودم سرشار xa0 گر چه درياي ناقصي است، اما آفت بركه چيست جز تكرار xa0 اي مسافرترين!xa0 شبي برفي ميهمان كن مرا به يك ديدار xa0 سرد هستم، حيات من اندك آتش چشم هاي تو بسيار xa0 شب، شب شنبه، يورش اندوه عاشق و خسته، رو به رو ديوار مانا مسافر_1387...
ادامه مطلب
پس کی بزرگ می شی که من از زندگی با تو بگم از وقتی که عاشق شدن دنیاتو می ریزه به هم ♫ دو راهیه، این عشقت و دنیا رو از نو ساختن اون زندگی ی راحت و باقی ی عمر روxa0 باختن ♫ ماxa0 آدمای عادی رو این جوری گیر میندازه عشق یا خوب ویران می کنه یا این که، خوب می سازه عشق ♫ خیلی خلاصه می شه گفت یه فرصت تازه ست عشق قدِ تو، کوچیک یا بزرگ یعنی به اندازه ست عشق ♫ این فرصت و دادم به تو نگذار از دستت بره فکر نکنی پیدا میشه یه فرصتی که بهتره ♫ تو که می تونی، پس بکش قلب منو روی یه درخت بذار به آخر برسه این جستجو...
ادامه مطلب
شبیه نقطه می شود دریچه نگاه من به جستجو نشستهام، كجاست اشتباه من xa0 هميشه عشق مبهمي، مرا مرور مي كند و بهترتن گواه من، شكست گاه گاه من xa0 در امتداد لحظه ها، هميشه فكر مي كنم قفس نشينم و قفس، نگاه راهراه من xa0 در امتداد لحظهها، سقوط مي كند كسي درست پرت مي شود، شكسته تن به راه من xa0 درست فكر كردهام، كه تو مسافر مني قطار را سوار شو، بيا به ايستگاه من xa0 مانا مسافر_تابستان 1386 xa0...
ادامه مطلب
xa0 دورتر از تو و نزدیک به من ، جایی نیست یا اگر هست، بدون تو مرا، پایی نیست روز و شب، بین نفس های خودم، محبوسم عاشقم، حال مرا، واژ ه ی گویایی نیست بی تو، در محضر خورشید، هوا تاریک است روز هایی که در آن، خنده ی زیبایی نیست آخرِ قصه یِ من، آخرِ پاییز نبود می شمارم، همه جز، غصه و تنهایی نیست خواب، بیدار شدن های قشنگی است مرا در جهانی که به جز روی تو، رویایی نیست می گریزم به تو و حیف که مقصد دورست از خودم، دورتر از تو، به خودم جایی نیست مانا مسافر_مرداد 95...
ادامه مطلب