
هستی و دل تنگم برایت، بیشتر باش آغوش وا کن، بی نهایت بیشتر باش xa0 زیباتری در خنده و، در خلوت من با خنده های بی صدایت، بیشتر باش xa0 تلخی و تندی، قهوه ی ترکی، غروب ست در جانم افتاده هوایت، بیشتر باش xa0 گاهی عسل هم می تواند زهر باشد زهر و عسل!، وقت سرایت،...
ادامه مطلب
مي رسم به، غصه هايت پيش تر نوجواني و جواني بيش تر xa0 مرد خواهم گشت در اندوه تو پير مردي چاق تر پر ريش تر xa0 مويمان در عاشقيَت شد سفيد از جمالت چشممان درويش تر xa0 بين شنبه صبح تا پنجشنبه عصر مي خورد بر قلب هامان نيشتر xa0 صبح جمعه ندبه مي خوانيم و باز تا اذان ظهر هي بي خويش تر xa0 كي نماز جمعه واجب مي شود؟ مي شويم كي عاقبت انديش تر xa0 مي رسد هنگامه ي اين اتفاق مي رسد اما نه خيلي پيش تر...
ادامه مطلب