از اصل افتادن هزاران بار مرگ است

خرید بک لینک

با سايه ايي كه روي در، افتاده از تو
در من خيالي شعله ور، افتاده از تو

گفتي خلاصه گفتنم را دوست داري
يك آرزويِ نو، به سر افتاده از تو

از اصل افتادن هزاران بار مرگ است
اين روز ها، " من" بي خبر افتاده از "تو"

اين روز ها، چون كودكي حس مي كند " من"
از دورتر هم، دورتر افتاده از "تو"

ديريست "من"، آن شاعري كه عاشقت شد
در شعر هايش، در به در افتاده از "تو"


برچسبها: شعر مانا مسافر, مانا مسافر, غزل معاصر, شعر عاشقانه
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 14:48 توسط آقای مانا مسافر |
شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر...

ما را در سایت شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 11:33

صفحه بندی