تو آن جنونی را که می خواهم نداری

خرید بک لینک

با این که حوایی و یک آدم نداری

اطراف خود از آدمک ها، کم نداری

آنقدر در ابراز عشقم نا توانم

که جرات عاشق شدن را، هم نداری

خاموش هستی مثل یک دشت و گمانم

غیر از مترسک بودنِ من، غم نداری

شادی و آزادی و در بن بست یک عشق

اندوه های روشن و مبهم نداری

در دست من، از غیرت عشق است شاید

میلی به لاله، نرگس و مریم نداری

این عاشقی مستلزم نوعی جنون است

تو آن جنونی را که می خواهم نداری

مانا مسافر_بهمن 1395


برچسبها: شعر مانا مسافر, غزل معاصر, شعر عاشقانه, عاشقی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 12:32 توسط آقای مانا مسافر |
شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر...

ما را در سایت شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 225 تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 11:33

صفحه بندی