مثل اندوه جاده تنها من
ناگزیر از گریز، اما من
*
کاش می شد که موج باشی تو
صخره ایی در کنار دریا من
یا که تو مثل ریشه ایی پنهان
چون درختی بزرگ، پیدا من
**
سهمی از رفتن و پریدن تو
سهمی از ماندن و تماشا من
عاقبت لا به لای یک قصه
می شوی شب، امیدِ فردا من
سرنوشت همیشه ی انسان
چار فصل است پس بیا با من
**
ای پرنده تو باز خواهی گشت
روزی از جاده های شب، تا من
می رسی تا که لانه ایی سازی
تکدرختی شکسته اما من
شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر...
ما را در سایت شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 11:33