
بر مسيرت رنج انسان ريخته
آرزوهاي فراوان ريخته
در مسير تو اگر آشفتهايم
عطر موهاي پريشان ريخته
كيست بر گنجشك هاي شعر من
تكههاي كوچك نان ريخته
در هوایی گرم، یک سوز غریب
گریه ها را، در خیابان ريخته
سوز صبح است و به جمعی آشنا
جاده را شام غریبان ريخته
كربلا كلخانهاي كه عشق و گل
در تمام يك بيابان ريخته
هر طرف يك ابر كوچك، تشنه لب
در سكوتي تلخ، باران ريخته
كيست با يك تير، صد آتشفشان
بر گلوي هر چه انسان ريخته
كربلا جاي است كه در هر طرف
غير ممكن ها فراوان ريخته
نیزه ها و سنگ های بی شمار
گوشه ایی از یک بیابان ريخته
زیر سنگ و نیزه ها، خورشید ماست
بر مسيرش رنج انسان ريخته
برچسبها: مانا مسافر, شعر مانا مسافر, غزل معاصر, شعر مذهبی, شعر عاشورایی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۵ساعت 12:38 توسط آقای مانا مسافر |
شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر...
ما را در سایت شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 214 تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 11:33