نبود و نیس از تو کسی مسافر تر
درسته پنهانی کی از تو ظاهر تر
هزار ها ساله یه اصلِ ننوشته س
که یارِ غایب هس همیشه حاضر تر
از آن شبی که ماه کنار رود افتاد
در این غم از تو نیس کسی معاصر تر
حبیب تو راهه به راه می افتم
بگیر دستامو بشم مظاهر تر
می خوام منم باشم یه وقت که می پرسن
توو اربعین رفتن کی بود جابر تر
بگیر دستامو که یک دهه باشم
دوباره بارون و دوباره طاهر تر
تضاد مون زیباس به ظهر عاشورا
کویر و خشکیم و ولی به ظاهر، تر
غمم هزار ساله س بگیر دستامو
که محتشم باشم یه قدری شاعر تر
برچسبها: شعر مانا مسافر, شعر مذهبی, شعر انتظار, نبود و نیس از تو کسی مسافر تر
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 9:20 توسط آقای مانا مسافر |
شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر...
ما را در سایت شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 277 تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 18:08