
باورش سخت است، آب از آسیاب افتاده استخوب می فهمد کسی این را، که دهقان زاده استغیرِ ممکن، ممکن است و این مثالِ نقضِ آنیک نفر از آسمان، از قافِ عشق۱ افتاده استدر وزیران یک امیر۲ و بین قیصر ها فقطاین امین پور ست که یک قیصرِ آزاده استشاعرِ روشنگری، خورشید هم باشد اگرعاشقِ شب۳ هست و باز از عاشقانِ جاده استای تنفس های صبح! آیینه های ناگهانیک مسافر مثل چشمه، مثل رود۴ آماده استمی رود پیشِ شهیدان، آن که یک عمری به مایک بهشت از شعر، در وصفِ شهیدان داده استشاعرِ اردیبهشتی!، بی تو در اردیبهشت5باورش سخت است...
ادامه مطلب
روشن بگو که از منِ خاموش خسته اییوقتی تو را نمی کشم آغوش خسته ایی قدری طبیعی ست ولی تو کمی زیاددر روز های آتی یِ مغشوش خسته ایی نوعی اهانت است به عشقم، نبینمتچون عشق های گشته فراموش خسته ایی آماده می شوم بگو آتش بنا کنندسودابه ایی، به عشقِ سیاووش خسته ایی شک کن به زنده بودنت انسان مسافر ستوقتی که از شنیدنِ چاووش خسته ایی آتشفشانِ سرد منم چون تو خواستیبیهوده از منِ خاموش خسته ایی بخوانید...
ادامه مطلب
شیرین تر از شهدِ شهادت ها شرابی نیستشیوا تر از راهِ شهیدان هم کتابی نیستهرچند محسن ها جوابِ درخوری بودندشایسته تر از تو، شهادت را جوابی نیستچون آدمی از دست داده چشم هایش رابی چشم هایت در جهانم آفتابی ...
ادامه مطلب
تو نبودی#،# منِ من، باز هم اهریمن# بودکاش بودی# و دلم باز کنارِ# من بودبا توام تجربه از علم، جلو افتاده ستشک ندارم، که دلِ سنگِ تو از آهن بودبه عزیزش به خودش داشت خیانت می کردآن که با یوسفِ خود، دست به پیر...
ادامه مطلب
هر قَدَر# دور کنی فاصله# ات را تا منکمتر# از خاطره# های ست که داری# با منصبح دیری که به این خاطره# های می آییکاش و ایکاش نباشم شبِ بی فردا منلحظه ایی از شبِ چشمِ تو هزاران یلدا ستxa0صبحِ پیراهنِ تو سر نزده، ا...
ادامه مطلب
از بس وبلاگ هوای کلمه وبلاگ شانه کلمه وبلاگ هایت کلمه بی وبلاگ نظیر کلمه ست پاکیزه تر از قله های برف گیر ست بر وبلاگ شانه کلمه های نیمه عریانِ تو مهتاب حس می کند بر گونه هایی از حریرست چیست آن شبِ گیسویِ تو، هر صبح خورشید در شوقِ دیدارِ تو با من هم مس...
ادامه مطلب
شوقِ حرمت گم شده در جانم؟ نهدور از حرم از چشم تو پنهانم؟ نهبی کرب و بلایت اربعین تر شده اماز وبلاگ نوکری کلمه ی ِ تو، جا نمی وبلاگ مانم کلمه نه #مانا_مسافر...
ادامه مطلب
نبود و نیست از توxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کسی مسافر تر درسته پنهونیxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کی از تو ظاهر تر xa0 هزار ها سالهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 یه اصلِ ننوشته س که یارِ غائب هستxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 همیشه حاضر تر xa0 از اون شبی که ماهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کنار رود افتاد در این غم از تو نیستxa0 کسی معاصر تر xa0 حبیب تو راههxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 به راه می افتم بگیر دستاموxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بشم مظاهر تر ...
ادامه مطلب
فرصتی عنایت کنxa0xa0 xa0عاشقانه تر از قبل فرصتی برای عشقxa0xa0xa0 بی بهانه تر از قبل xa0 می رسم به پاییز وxa0xa0 در بهار دستانت سبز می شوم حتیxa0xa0 پر جوانه تر از قبل xa0 عشق من فراوان وxa0xa0xa0 در عمل، کمم بسیار دستِ سر پناهی کوxa0xa0 آشیانه تر از قبل xa0 با سری که افتاده ستxa0 می رسم به پابوس و یک سری عطا فرماxa0xa0 xa0xa0xa0xa0روی شانه تر از قبل xa0 جبریل تر هستیxa0xa0xa0xa0xa0 xa0برپیامبر عشقمxa0xa0xa0 آیه ایی تلاوت کنxa0 xa0xa0xa0جاودانه تر از قبل xa0 در هوای عاشورامxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0...
ادامه مطلب
نبود و نیس از تو xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0کسی مسافر تر درسته پنهانیxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کی از تو ظاهر تر xa0 هزار ها سالهxa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0یه اصلِ ننوشته س که یارِ غایب هسxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 همیشه حاضر تر xa0 از آن شبی که ماهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کنار رود افتاد در این غم از تو نیسxa0 کسی معاصر تر xa0 حبیب تو راههxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 به راه می افتم بگیر دستاموxa0xa0xa0...
ادامه مطلب
راضی نخوام شد مگر با، از تو گفتن هااز خوب بودن ها، تو تنهایی، منم تنهااین جا که جنگل نیست، غیر از تو نمی خواهمآسوده خاطر باش، از دنیایی از زن هاخود خواهیت، جز آدمی تنها نخواهد ساختسخت است و باید بگذری از ما و از من هایک جاده ی کوتاه و صافم، مستقیم تا توپیوسته می خواهی بمانی با نرفتن هاخورشیدم و به پ...
ادامه مطلب
مثل اندوه جاده تنها من ناگزیر از گریز، اما من * کاش می شد که موج باشی تو صخره ایی در کنار دریا من xa0 یا که تو مثل ریشه ایی پنهان چون درختی بزرگ، پیدا من ** سهمی از رفتن و پریدن تو سهمی از ماندن و تماشا من xa0 عاقبت لا به لای یک قصه می شوی شب، امیدِ فردا...
ادامه مطلب
با سايه ايي كه روي در، افتاده از تو در من خيالي شعله ور، افتاده از تو گفتي خلاصه گفتنم را دوست داري يك آرزويِ نو، به سر افتاده از تو از اصل افتادن هزاران بار مرگ است اين روز ها، " من" بي خبر افتاده از "تو" اين روز ها، چون كودكي حس مي كند " من" از د...
ادامه مطلب
قسم به سوره ي زيتون، غريب مضموني استنگاهِ تو كه پر از آيه هاي زيتوني است غمِ تو مثل تنفس، نشان زندگي استچگونه شكر گزارم، كه رو به افزوني استبه روي شانه ني، رقص موي تو در بادبه چشم خيس من از دور، بيد مجنوني استغروب، رنگ زده، برگِ بيدِ مجنون رابميرم و نسرايم، كه زلف تو خوني استچه سرنوشت شهيدي پس از تو باقي مانديزيد، بعد حسين نيز، غيرِ قانوني استxa0مانا مسافر : محرم 1380 شمسي...
ادامه مطلب
مي رسم به، غصه هايت پيش تر نوجواني و جواني بيش تر xa0 مرد خواهم گشت در اندوه تو پير مردي چاق تر پر ريش تر xa0 مويمان در عاشقيَت شد سفيد از جمالت چشممان درويش تر xa0 بين شنبه صبح تا پنجشنبه عصر مي خورد بر قلب هامان نيشتر xa0 صبح جمعه ندبه مي خوانيم و باز تا اذان ظهر هي بي خويش تر xa0 كي نماز جمعه واجب مي شود؟ مي شويم كي عاقبت انديش تر xa0 مي رسد هنگامه ي اين اتفاق مي رسد اما نه خيلي پيش تر...
ادامه مطلب
xa0 دورتر از تو و نزدیک به من ، جایی نیست یا اگر هست، بدون تو مرا، پایی نیست روز و شب، بین نفس های خودم، محبوسم عاشقم، حال مرا، واژ ه ی گویایی نیست بی تو، در محضر خورشید، هوا تاریک است روز هایی که در آن، خنده ی زیبایی نیست آخرِ قصه یِ من، آخرِ پاییز نبود می شمارم، همه جز، غصه و تنهایی نیست خواب، بیدار شدن های قشنگی است مرا در جهانی که به جز روی تو، رویایی نیست می گریزم به تو و حیف که مقصد دورست از خودم، دورتر از تو، به خودم جایی نیست مانا مسافر_مرداد 95...
ادامه مطلب